تبليغات|طراحی سایتX
یورد....ائل شسون بغدادی خدمت شما کاربر گرامی ، اميدوارم در اين وبلاگ دقايق خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد . چنانچه درباب شاهسون می نویسیدو تمایل به تبادل لینک یا لوگو را با من دارید ابتدا لوگو یا لینک من را در وبلاگ خود قرار دهید سپس از طریق نظرات وبلاگ به من خبر دهید تا من هم همین کار را انجام دهم . باتشکر
24/1/1391
نخستین تحصن اعتراضی روبروی مجلس شورای ملی

کامران‌ میرزا شاهزادة قاجار با توطئه و دسیسه‌ چینی منصورنظام بزرگ، سرکردة ایل شاهسون بغدادی را وادار می‌نماید که املاکش را به شاهزاده پیشکش کند. این املاک در اطراف ساوه و قشلاق طایفة‌ کوسه‌لر شاهسون بغدادی بود. هنگامی که افراد شاهزاده برای تصرف املاک می‌آیند، شاهسون‌ها املاک را تحویل نمی‌دهند. چند روستا از جمله صالح‌آباد قمیش جِوجین، ملک‌آباد، گوهرآباد و... ایستادگی می‌کنند. از مرکز دستور دستگیری صادر می‌شود و عده‌ای از جمله اسدخان نصیرنظام از بزرگان بخش لک ایل شاهسون بغدادی را به عنوان محرک و سرپرست اصلی دستگیر و زندانی می‌نمایند.
شیرزنان طایفة کوسه‌لر ایل شاهسون بغدادی نخستین تحصن اعتراضی پس از تشکیل مجلس شورای ملی را به خاطر زندانی شدن اسدخان ایل‌بیگی پیشین و ریش‌سفیدان لک انجام می‌دهند. حکومت مرکزی برای پرهیز از توسعة تحصن‌ها توسط دیگر ناراضی‌ها، ناچار می‌شود دستور آزادی زندانیان شاهسون را صادر نماید. این تحصن در نخستین سال تشکیل مجلس شورای ملی رخ داد. تحصن بانوان ایل شاهسون به رهبری کربلایی‌ فاطمه‌خانم، همسر اسدخان انجام پذیرفت... .

 

برداشت از: کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی به روایت فتح السلطان

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(3) -
25/8/1390
مبادی ورودی شاهسونان بغدادی به ایران-1


فیروز منصوری درمقاله ای تحت عنوان " خدمات اقتصادی و عمرانی شاهسون ها"به مبادی ورودی شاهسونهای بغدادی به خاک ایران ازقول سیاحان خارجی پرداخته ومطلب مهمی را بازگو کرده است که مانیزعیناً درذیل به آن پرداخته ایم :

اولئاریوس در سفرنامه اش، پس از تعیین وسعت دشت مغان و ساکنان آن به نام(سِومَک رعیتی)، درباره گله داری و چراگاه های شاهسون ها، اطلاعات زیر را عرضه می دارد:

به طور کلی زمین آنجا حاصلخیز و دارای چراگاه های خوبی است . به همین سبب در اطراف اردبیل و چراگاه های آن، شصت دهکده وجود دارد . فقط چراگاه های مزبور به تنهایی درآمد بزرگی برای شاه در سال فراهم می کند . زیرا گله داری ثروتمند عرب و ترک که تعدادی از آنها به سبب پذیرش کیش ایرانیان، و دسته دیگر به دلیل اینکه خود را زیر حمایت شاه ایران قرار داده اند (شاه سون) نام گرفته اند . در این منطقه مجاز به استفاده از چراگا ه ها، هستند و می توانند به خرید و فروش احشام اشتغال داشته باشند و ناگزیر مالیات بپردازند .یکی از مأ مورین که برای نظارت به امور مربوط به وصول مالیات از چراگاه ها وگله و احشام از طرف دولت گمارده شده بود ، برای ما تعریف کرد که ظرف مدت 14 روز یکصد هزار رأس گوسفند از پل گذشته است . برای چریدن هر رأس گوسفند چهار قازبیک که ارزش آن 2 پنی استرلینگ است، به صورت نقد یا دادن گوسفند، مالیات دریافت می شود. هنگام فروش هر رأس گوسفند دوباره همین رقم وصول میگردد.عواید و عوارض اخیر "چوپان بیگی" نامیده می شودودیگری"علف خوروآبخور" است که از بابت آب و علف وصول می گردد .  ترک ها این گونه عوارض را "اوت باشی" می گویند.

سی سال بعد از اولئاریوس، جان ستریوس همان مسیر را پیموده و درباره درآمد شاه ازعوارض پل،چنین می نگارد:"یکی از مامورین وصول به من گفت که:بین ماههای مارس تاسپتامبردراردبیل 700000راس گوسفند ازروی پل گذشته بودند ودرآمد آنها بالغ بر26000استرلینگ بوده است که از هر راس گوسفند چهار پنی عوارض وصول می شد.

نوشته فوق می رساند که در عرض سی سال مالیات مورد بحث افزایش نیافته بود،عوارض مخصوص پل وهنگام فروش هر راس گوسفند ،چهار پنی بوده است.

از نوشته های اولئاریوس تکمیل اطلاعات نموده،می توانیم از اصطلاح "شاهسون بغدادی"هم آگاهی داشته باشیم.یعنی غیرازترک ها،گله دارهای ثروتمند عرب از جانب بغداد به مغان می آمدند واظهارشاهسونی می کردند.همین اعراب تابع شاه عباس را "شاهسون بغدادی"می نامیدند.

کورنلیوس لوبرن،درتابستان1703م ازدربند به شماخی مسافرت کرده ونوشته است: نرسیده به شماخی،اعراب اسبان وشتران خودرابه چراآورده ودرچادرهازندگی می کردند.مسکن روستائیان رادرسه فرسخی شماخی خیمه ها وآلاچیق ها تشکیل می دهد.مردم دهکده هااعرابی هستند که گله های اسب وشتر دارند.لوبرن آنگاه که از شماخی به اردبیل رهسپار میشود،نرسیده به جواد از چادرهای اعراب واتراک یاد می کند.

بقیه مقاله مورد نظرنیست وکسانیکه مایلند مقاله را درفرمت PDF درآدرس ذیل بخوانند :

http://www.iichs.org/PDF_files/A_khadamateshahsava.pdf

 

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(3) -
25/8/1390
علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابیگلو-فتح السلطان(5)

مافوری باتمام سوار حرکت نموده آمدیم.درخلط آباد کاشان تصادف به اردوی دولت که مامور بودند بروند به   اصفهان{کردیم}.....اردوخیلی مفصل بود.فوج خلج ساوه هم با سیف الممالک جزء آن اردوبودند.ازآن اردو ردشده آمدیم درقم. درقم مرحوم آقاسید محمد خدام پدرآقاسید اصغر خدام به مرحوم حسن خان سرهنگ وبنده خبر دادکه چند ماه قبل،یعنی چندروزبعد ازتوپ بستن به مجلس،علی اکبر خان منصورنظام را امیربهادر به وسیله  قهوه مسموم نمود.(75)حال فتح الله خان فرزند مرحوم شیخ علی خان برادرزاده منصورنظام به جای علی اکبرخان منصور نظام به درجه سرتیپی منصوب و لقب منصورنظام راهم به ایشان واگذار نموده اند...علی اکبرخان منصورنظام دارای یک پسر ویک دختربود.پسرکه به نام نصرت الله خان بوددرزمان حیات خودمنصورنظام به سن هجده سالگی جوانمرگ شد.اولاد اومنحصر به یک دخترشدبه نام سلطنت.پس ازفوت منصورنظام به صلاح وصوابدید(89)عموم کدخدایان ومحترمین ایل تصویب شدکه اورافتح الله خان منصورنظام عقد نماید،دراین ریاست  آن دختر هم سهیم باشد.اواخرهزار وسیصدوبیست هفت"سلطنت"رابه فتح الله خان عقد نمودند....{علی اکبرخان قرابیگلو دراین بخش خاطرات خود را با چگونگی برگشت طاووس خانم همسر منصورنظام بزرگ به ایل خود ورفتن منصورنظام کوچک به ماموریت شیراز دنبال مینماید که خارج از نظر  ماست.علاقمندان میتوانندکل خاطرات را درآدرس ذیل یا پیوندهای روزانه همین وبلاگ مطالعه بفرمایند.}

                                       پایان
بنقل از فصلنامه راه دانش11-12-شماره مسلسل6-پائیز وزمستان1376

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(0) -
12/8/1390
علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابیگلو-فتح السلطان(4)

اول پنجاه نفر سوارمحلی طایفه کوسه لر را به ریاست جواد خان سلطان مامورخلخال نمودند.بعدمرحوم حسن خان سرهنگ عموی بنده رابایکصدوپنجاه نفر سوارمامور کرمان نمودندکه به ایالت کرمان حرکت نمایند.من هم به اتفاق مرحوم سرهنگ به کرمان حرکت {کردم}.باقی مانده سوار شاهسون رابه اتفاق حکومت لرستان به لرستان اعزام{کردند}.فقط(30)مرحوم منصورنظام باچند نفر نوکروپیشخدمت های شخصی خوددرطهران ماندند.ما به اتفاق سردار معتضد{به سوی}ایالت کرمان حرکت نموده،ازراه قم وکاشان واردستان ویزد طی مسافت نموده{در}بین راه عید سلطانی،ده روزبعدازعید به یزد رسیدیم.(مرحوم فتح السلطان دراین قسمت تاقسمت پایانی که دوران ایل بیگی گری منصورنظام کوچک یا فتح الله خان منصورنظام داماد منصورنظام بزرگ است همراه حسن خان سرهنگ عموی خودو سواران شاهسون دربلاد مختلف جنوبشرقی ایران به سرکوب اشرار دریزد،کرمان وبلوچستان و....پرداخته وخاطرات خود را می نگارد)......این بود که اینجانب باسواران خود باحکومت به کرمان آمده وقتی که به کرمان رسیدیم از وزارت جنگ که امیربهادرباشد تلگراف رسید که سوارهای شاهسون حرکت نموده بیایند.                        ادامه دارد

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(0) -
9/8/1390
علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابیگلو-فتح السلطان(3)

منصورنظام رابه مجلس شورا خواسته آنجابه قرآن قسم دادند که به قانون مشروطیت خیانت نکند.پس از قسم سواران شاهسون بغدادی مامورحفظ انتظامات طهران شدند.هرشب صدنفر سوار بااسلحه وچوبدستی درمیان شهر طهران گشتی بودیم هرکس از قاطرخانه وشترخانه وغیره که شرارت میکرد دستگیر کرده تحویل شهربانی(27) می دادیم.

حکم شد ازطرف مجلس صنیع حضرت ومختارالسلطنه ویک نفردیگر رامنصورنظام دستگیرنموده دادپنجاه نفرسوار شاهسون باعصمت الله خان سلطان ازتیره خمیسلو برد درکلات نادری تحویل داده رسید دریافت نموده آوردند.

چون دراین موقع محمدعلی شاه تصمیم گرفت به مجلس توپ ببندد{و}مشروطه  خواهان رابه کلی نابود نماید،چون منصورنظام(28)مشروطه خواه حقیقی وطرفدارجدی وبانفوذ قانون مشروطه معرفی شده بود محمدعلی شاه تصمیم گرفت که سوارهای منصورنظام را قسمت قسمت نموده هرعده را به یک ولایت متفرق نماید.

                                                                  ادامه دارد

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | موضوع: تاریخ شاهسون بغدادی - نظر(0) -
30/7/1390
علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابیگلو-فتح السلطان(2)

تمام سوارمرخص شده به محل آمدند.مرحوم منصورنظام درششتر تجهیزات دولتی را تحویل داده ازراه بصره به عتبات (26)عالیات مشرف{شد}.پس اززیارت آنجا ازراه کرمانشاه وهمدان به آب باریک تشریف آوردند.دراواخرهزاروسیصد وبیست وپنج تلگراف از مرکز خطاب به منصورنظام رسید که فوری تمام سوارهای  محلی را حاضر نموده فوری به طهران حرکت نماید.سوارها راجمع آوری نموده دراول  قوس وارد طهران {شد}.اینجانب هم اولین سفرم بود که بامرحوم منصورنظام به تهران رفتم.وقتی که ما رسیدیم به طهران بلوای توپخانه شروع  شده بود.چون مظفرالدین شاه مرحوم شده{بود}محمدعلی  شاه جانشین وی قرار گرفت.محمدعلی شاه مخالف مشروطیت بود.به دستور شاه جمع کثیر{ی}به توپخانه جمع شده چادر زده بودند.

                                                                                                                      ادامه دارد

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(1) -
1/6/1390
علی اکبرخان منصورنظام درخاطرات علی اکبرخان قرابگلو-فتح السلطان (1)


بیشتراطلاعات مربوط به شاهسون بغدادی از اسناد ایل و خاطرات علی اکبر خان قرابیگلو معروف به فتح السلطان که  سرپرست ایل مذکوربوده،درخانواده های محیط وصمصامی و....باقیمانده ومعمولاًتوسط محققین وپژوهشگران تلخیص وانتشار می یابد.این مطلب نیزاز خاطرات علی اکبر خان قرابگلوست که مدتهاقبل توسط عطاالله حسنی استاد تاریخ دانشگاه شهیدبهشتی تصحیح،چاپ ومنتشرشده وصاحب وبلاگ بخشی از آنرا که مربوط به علی اکبرخان منصورنظام ازفرماندهان مشروطه خواه ایل که بوسیله قهوه قجری مسموم ودرراه وطن کشته شده است استخراج وبشرح ذیل تقدیم نموده است :

 

سال1317مرحوم مظفرالدین شاه سیصدنفرسوارمحلی...(18)افسران عالی رتبه دولت روسیه(19)بوده اند.مرحوم منصور نظام باسیصدنفرسوارمحلی واردقزاق خانه {می شود}.خودمنصورنظام رابه درجه...(20)ومرحوم حسن خان فرزندمرحوم امیدعلی خان سرکرده{را}،که عموی اینجانب باشد،به درجه سرهنگی ودونفر یاور،شش نفرسلطان،دوازده (21)نفرنایب،{و}یک نفروکیل باشی رابه درجه خودشان قبول نمودند.

پس ازدوسال خدمت درقزاق خانه،منصورنظام به درجه امیرپنجه مفتخرشدومامورششتر(22)ودزفول(23)گردید.قریب پنج سال درخوزستان ماموریت داشت.سال آخر(24)حکومت نظامی ششترودزفول(25)شد.سال پنجم که هزاروسیصد{و}بیست{و}چهارباشد،مرحوم مظفرالدین شاه به مملکت ایران مشروطه داد.

مجلس درشورای ملی تشکیل شد.تمام روسای ایل شاهسون وکدخدایان وریش سفیدان جمع شده رفتندطهران به مجلس شوراشکایت کردندکه چون روسای قزاق خانه افسران روسی می باشند{و}باما هم دین وهم مذهب نیستند مامیل نداریم درقزاق خانه باشیم.

چون حکومت ایل باقزاق خانه بود{و}به تمام جزئیات{امور}ایل قزاق خانه رسیدگی میکرد،پس اززحمات زیادسه ماه در طهران درمجلس شورای ملی متحصن شده به فشاروکلای مجلس شورای ملی حکم ازدربارصادرشدکه کلیه سوارهای شاهسون درهر ایالت وحکومت که ماموریت رفته بودند ازطرف قزاق خانه تجهیزات آنهاراتحویل گرفته مرخص نمایند.                           ادامه دارد                                                                                                              

      

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(1) -
14/5/1390
شاهسون بغدادي وداستان بزرگترين شهاب سنگ ايران

گزارش :محمدجواد ترابى

يكصدوسي سال پيش در حوالى اشتهارد واقع در غرب تهران، شهاب سنگى به جرم 54 كيلوگرم سقوط كرد. ايل شاهسَوَن در حوالى محل سقوط شهاب سنگ چادر زده بود و اهالى ايل سه ساعت پيش از غروب آفتاب شاهد اين واقعه بودند. خان ايل، شهاب سنگ را به دربار ناصرالدين شاه فرستاد. دربار نيز قطعاتى از آن رابه نزديكان هديه كرد. تا اين كه هِنرى وارد آمريكايى متوجه وجود اين شهاب سنگ شد. او براى تكميل مجموعه ي خودبه ايران سفر كرد و سرانجام قطعه اى از اين شهاب سنگ را با خود برد؛ اين گونه بود كه تكه هاي شهاب سنگ ورامين دربيش از ده موزه ي بزرگ علوم طبيعى جهان پخش شد ونامش در كتاب هاى بزرگ شهاب سنگ هاى جهان بارها وبارها به چاپ رسيد....در هشتم جماد ي الاول سال 1298 هجرى قمرى، درمكانى به نام بوغين، منزلگاه زمستانى ايل  شاهسون بغدادى، حدود سه ساعت قبل از غروب آفتاب، در آسمان صاف بين بوغين و اشتهارد ابر كوچكى ظاهر شد كه بى درنگ در پى آن صداى ترسناكى به گوش رسيد. خيلى ازمردم به جنب وجوش افتادند و به درون چادرهاى خويش هجوم بردند. آن ها در همان حال كه به انتظار ايستاده بودند، 9 انفجار ترسناك تر شبيه صداى شليك توپ را شنيدند. در پى اين صداها ازابرى كه در آسمان پديد آمده بود چيزى شبيه دود خارج شد كه همه به طور آشكار آن را ديدند.اين دود به سمت زمين پايين آمد و در عمق حدود 2 مترى زمين مدفون شد. چوپانى كه در آن نزديكى بود از نقطه ي دقيق اصابت آگاهى يافت و آن را با ترس به مردم نشان داد. تنى چند ازمردم رفتند و سنگ را از خاك درآوردند. هدايت اله خان قاجار پسر عيسى خان بيگلربيگى، حكمران ايل، آن سنگ را در اختيار گرفت و گزارش واقعه را به تهران داد و سنگ را به آن جا فرستاد.... آن گونه كه در اين سند اشاره شده است، در روز 8 جمادى الاول 1298 مطابق با 7 آوريل 1881 ميلادي، حوالى ساعت 3 بعدازظهر (سه ساعت مانده به غروب آفتاب)، در مكانى بين بوغين و اشتهارد، در حالى كه هوا صاف بوده است، به سبب ورود شهاب سنگ به جوّ، لكه ابرى در آسمان پديدار مى شود و سپس صداى مهيبى به گوش مى رسد. درباره ي تاريخ، كه همخوانى دقيقى با برخى شواهد تاريخى ندارد، به جاى خود به تفصيل به بررسي مى پردازيم.اهالى ايل شاهسون كه در آن حوالى اطراق كرده بودند به خيال اين كه حمله اى به آن ها شده، به چادرها پناه مى برند و 9 صداى مهيب ديگر پيش از برخورد شهاب سنگ با زمين مى شنوند. احتمالاً اين 9 صداى مهيب به سبب كنده شدن بخش هايى از شهاب سنگ در طى سقوطش در جوّ به وجود آمده است و با اطمينان مى توان گفت كه اگر اين اتفاق افتاده باشد قطعات بسيار كوچك ترى از آن جدا شده بودند، چراكه شهاب سنگ ورامين شكلى دست نخورده دارد...... اشتهارد شهرى است كوچك و بيابانى در 100 كيلومترى غرب تهران-شهاب سنگ ورامين به احتمال زياد حدفاصل شهراشتهارد و آبادى هاى بوقين مهدى آباد و بوقين اسدآباد سقوط كرده است. در تصوير به دست آمده محل برخورد در حوالى دشتى قرار دارد كه محل اسكان ايل هاى شاهسون است (سمت راست ارتفاعات نزديك به اشتهارد)......اعتمادالسلطنه، وزير انطباعات ناصرالدين شاه، به گفته ي دكتر حسن زاده در مقاله ي سال 1365 ،در"تاريخ منتظم ناصري" خودمي نويسد: "چندى قبل مابين اشتهارد و بوغين در نزديكى قشلاق شاهسون بغدادى سنگى به زمين افتاد.كه تقريباً پانزده مَن تبريز وزن آن مى باشد. اين اوقات سنگ مزبور را امتحان كردند و معلوم شد چهار عشر آهن در صورت  خالص بودن داشته و علاوه بر آهن، فلز موسوم به نيكل در آن يافت مى شده و از اين جهت سنگ روشن و با ذرات نقره نما به نظر مى آمد. دانه هاى آهن خالص آن مخلوط با سنگ سياهى بوده كه آن را آلومينيوم-سيليكات مى نامند. كريستال هاى سبزنيز در آن مشاهده نموده اند كه نظير آن در اغلب سنگ هاى آسمانى ديده مى شود..... اعتمادالسلطنه، سقوط شهاب سنگ را در  فهرست وقايع سال 1297 هجرى قمرى برابر با 1880 ميلادي قرار مى دهد و بدين ترتيب شكى جز سقوط شهاب سنگ درهمان سال باقى نمى ماند. او همچنين جرم شهاب سنگ را حدوداً پانزده مَن تبريز مى داند، كه به سبب استاندارد شدن هرمَن تبريزى با 3 كيلوگرم امروزى، جرم شهاب سنگ به صورت بسيار نادقيقى 45 كيلوگرم درمى آيد.اطلاعى از معادل دقيق مَن تبريز به كيلوگرم در آن زمان موجود نيست. اما باتوجه به جرم48.8كيلوگرمي امروزى شهاب سنگ، مشخص است كه دقت محاسبه ي اعتمادالسلطنه پايين بوده است.


اصل گزارش را درسايت نجوم ايران( پي دي اف زير) مطالعه فرمائيد:

http://www.nojum.ir/files/addon/7d55177e44324e3789e967f17ab1b7dd.pdf

 

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(1) -
12/5/1390
ائل باغدادی شسئون لرینده بایاتی لار



قیزلار دَرسَه ییز جاجیخ

ویره جه یـــــم  مورچالیخ

دئیین عمی قیزی  نَــــه

اؤپوش وئــــر اوغورجالیخ

................................

سؤزوی وار سا بار  گؤنده ر

بیرکه ساوادان نــــار گؤنده ر

گئد دایی مـــــــــا دئگی نن

داوامیز دی جــــــار گؤنده ر

...............................

دده م تئز تئز سُویــــونــو

دئر یویاک بیــــــز قُویونــو

آپــاره ر بیللـــــم ساتــــا

توتــــــاک قاقـــــام تُویونو

.....................

گئی سن  ساری پـــالتاری

سنی ساخلاسین تـــــاری

عـــــــم اوغلو جان داریخما

هـــــــامی گئدیب ایجباری

.............................

قــــــویوموز قوررویوب دو

داوار سـوسوز دوروب دو

ننه م اوتوروب آغـــــــلار

دده م بُوینون بـــوروب دو

.............

دی وَه میزین قوتازی وار

ماخمال چول جاهازی وار

سازاندا نــــاوروز اوغلونون

بیر نوغــــــالای سازی وار

.............

دده م سوغان تَک لِه ردی

ننه م نُوخــــود پَک لِه ردی

منیم جوللو قـــــــارداشیم

تئزَه جَه ایمَگ لِــــــه ردی

............................

اوشاخ دورون آیــــــــاغا

کومک ائیله یین قــــــاقا

گئچینی وورواخ قوشانـا

ننه م تئز گله ساغـــــا

..........................

دده م کَه لَش تیکِه ردی

ننه م ییلَه ن سوکِه ردی

جوللو قاقـــــــام نان منه

قَرنَه میز ناغیل دِئــــردی

................................

دُولــو سال بالام قـــــویویا

قـــوربان اوللام بُویــــــــویا

اوچ آشیق ، اوچ ساز داوول

گتیره جَه یَـــــم تُویــــــویا .

...........................

دَدَه م ناقادجا دئـــــردی

چوبان قولاخ وئرمِه ردی

گؤزومـــــــــوز باخا باخا

اُون قُویون قوردا وئــردی

.........................

بی ییل قالدیک لُویـــون دا

اُوت گلدی آدام بُویــــون دا

کَس دیک اوگَج ،آزمـان دان

قاقـــــام اُوروج  تُویـــون دا

.............................

یُول اوستونده تـــــــــوراقان

وی یَر ، ویسمَه دی ، رازقان

آجـــــــان ، عِین آوا  ، دوزَک

لار ، چاناخ چی ، میصیرقان

.........................

یایــــــــــلاقیمیز قـــــاراقان

چـارهاد ، بئیره ، مینجیقــان

نــــــــه تئز دُوندو سؤزوندن

نَنَه ی اؤلسون قیـــز دوغان

.........................

قاراقان چــــــوخ ییراخ دی

سویو آخه ر بوز بولاخ دی

اؤ اوزاخدان گــــــــؤروکَن

من قوردوغوم قـــالاخ دی

..............................

گزدیــــــــــــــم من قاراقانی

اَزبیزان ، چیلیــــسبانـــــــی

اوشاخ، بُویــــــوک تانی یِه ر

مَرَه غئی لی تیلیـــــم خانی

...........................

..............................

گــــؤندَر اوغلانی گئدسین

آشیق ریضعلی یَه دئسین

ایسته ریک قــــوزو قیرخاخ

چُوورونـــــــــدَه گتیرسین

..........................

بی بیــم قیــــــــزی سکینه

بیر گون بیــــر چِئشت تکینه

ماخمال دان چـــول تـُوخودو

داییـــــم ماضان لُوکـــــــونَه

.............................

دئــــــــدیم  دانیشما اوجا

ائشیدی قــــــــارری قوجا

تاقصیر اؤزوی ده اولـــــدو

اؤپـــوشوی قالسین بُورجا

.............

بولاغین بـــــــوز داشلاری

اوچوب قـــــونار قوشلاری

گئدیب یـــــــاری گورَردیم

قُویسِه ی دی قارداشلاری

...............................

داغلارین داشی یان سین

هامی یاوشانی یان سین

منی یاردان  ائیلـــــــهَ یَن

بیر اؤد توتوب آلیش سین

http://ozan2007.blogfa.com/

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(0) -
13/4/1390
Names and Appellations in the Shahsevan-E Baghdadi Confederacy

 
by Ataollah Hassani

Resume

Cette etude met en evidence les criteres bien precis qui servent a attribuer noms, surnoms et titres honorifiques dans la tribu des Shahsavan Baghdadi (l'une des confederations tribales du centre de l'Iran). L'etude tente egalement de determiner l'origine des noms et surnoms utilises, tout cela a travers l'analyse de 994 noms et 221 titres honorifiques.

Le travail conclut a l'intervention de trois facteurs dans le choix des noms: region, langue et culture nationale qui agissent seuls ou en combinatoire. En revanche, le choix du surnom est determine par 18 variables parmi lesquelles les 'caracteristiques corporelles visibles' jouent le premier role.

Introduction

Shahsevan-e Baghdadi is a tribal confederacy (el) consisting of two big branches, 'Lek' and 'Arixli', twenty nine tribes (tayfa), 220 sections (tire) and several hundred sub-sections (gobeg): All speak Turkish, are Shi'ite Muslims and Iranian nationals. The primary nucleus of this confederacy was relocated from the suburbs of Kirkuk to Khorassan in 1733 by Nader, the future king. He was still a regent when he attacked the region in an effort to conquer Baghdad and this is why the confederacy is known as 'Baghdadi'. Thereafter, the different tribes and sections of this confederacy dispersed across Iran, Iraq, Turkey and Syria, however, its main body migrated to the area of Fars after it had been moved to northeastern Iran upon the death of Nader Shah Afshar. Early on during the Qajar rule, it was settled in Saveh, Ghazvin, Hamedan and nearby areas. After a while, the 'Kharaqan' mountains were considered to be the most suitable place for the different tribes of the confederacy, and this area was handed over to them by Nasser ad-din Shah Qajar, a fact which was also officially recorded. During the years between 1928 and 1936 different tribes of Shahsevan-e Baghdadi were attempted to be settled. The last nomadic remnants of the confederacy were settled in the 1950s. Their settlements today are in Saveh, Tafresh, Ghom, Hamedan, Malayer, Zanjan, Ghazvin, Karaj, Shahriar, Tehran, some areas in Kordestan and vicinity of Kermanshahr.

The confederacy has been run by a chief (re'is), a chieftain (elbeyi) and sometimes chieftains, headmen (kedxudha) and elders (agseqqel). Based on this hierarchy, chiefs have been positioned at the head of the confederacy, chieftains to two or three branches of the confederacy and others to its various tribes and sections.

Names and Naming Patterns

Naming and assigning attributes to an individual is a cultural act which reflects both the intellectual and social and moral sensitivities of the nominators and, as such, is an important indicator of public culture, and the cultural tendencies of the nominator's society. Thus, in view of the free will and freedom of action of the nominators in choosing names and attributes for individuals, the study of these can play an important role in identifying the cultural functions of the society, particularly its hidden layers.

The present research is a case study, the results of which can help in better understanding the etymology of historical names and attributions of Turks that are frequently seen in historical texts of mediaeval and modern Iran. The research aims at discovering the patterns, and at categorising and finding the etymological significance of names and attributions among the people of the Shahsevan-e Baghdadi confederacy. 'What effects have language, national culture and religion had on the naming of individuals of this confederacy, and where should we search for the roots of attributions?', are the basic questions of this research. We assume that all three above-mentioned variables have had an influence on the naming of neonates. The statistical sample of the research consists of 993 names and 223 attributions from the Kuseler tribe. The names have been taken from a tax record of 1927, which covered all the then existing eighteen sections of the tribe. They are the names of all men (983 cases) and women (10 cases) who were responsible at the time for the tribe's families. The document is part of the personal collection of the late All Akbar Khan Gharabeigloo, the tax collector of the Ktiseler tribe, which is in the possession of Mr Hormoz Mohit. Appellations have been collected by me from reliable tribal informants during the past thirty years.

Naming of neonates among the Shahsevan-e Baghdadi confederacy takes place in the extended tribal families. The choice of names for boys and girls follows two different patterns. Most often names of animals, birds and beautiful flowers--such as Ceyran (antelope), Maral (deer), ...


http://www.questia.com/googleScholar.qst?docId=5006751811

 

 

 

نوشته شده توسط اصغرحسنی | لینک ثابت | - نظر(0) -
خدمت شما کاربر گرامی ، اميدوارم در اين وبلاگ دقايق خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد . چنانچه درباب شاهسون می نویسیدو تمایل به تبادل لینک یا لوگو را با من دارید ابتدا لوگو یا لینک من را در وبلاگ خود قرار دهید سپس از طریق نظرات وبلاگ به من خبر دهید تا من هم همین کار را انجام دهم . باتشکر